اصطلاحات رایج انگلیسی؛ راهنمای جامع اصطلاحات کاربردی برای مکالمه روزمره
اصطلاحات رایج انگلیسی : یادگیری زبان انگلیسی فقط به حفظ کردن لغات و قواعد گرامری محدود نمیشود. یکی از مهمترین بخشهای رسیدن به مکالمه روان و طبیعی انگلیسی، آشنایی با اصطلاحات، عبارتهای رایج و ترکیبهایی است که انگلیسیزبانان در مکالمات روزمره از آنها استفاده میکنند.
بسیاری از زبانآموزان وقتی فیلم یا سریال انگلیسی میبینند، با جملههایی مواجه میشوند که اگر کلمهبهکلمه ترجمه شوند، معنای اصلی گوینده را منتقل نمیکنند.
دلیل این مسئله استفاده از Idioms، Phrasal Verbs، Collocations، Slang و Conversational Expressions است.

برای مثال:
Break a leg!
اگر کلمهبهکلمه ترجمه شود، معنای «پایت را بشکن!» میدهد؛ اما در کاربرد رایج، به معنای موفق باشی است.
یا:
It’s raining cats and dogs.
منظور واقعاً باریدن گربه و سگ نیست؛ بلکه یک اصطلاح برای باران بسیار شدید است.
بنابراین کسی که میخواهد انگلیسی را در سطح واقعی و کاربردی یاد بگیرد، باید علاوه بر Grammar و Vocabulary، با اصطلاحات رایج نیز آشنا شود.
اصطلاح انگلیسی چیست؟
اصطلاح یا Idiom عبارتی است که معنای آن الزاماً از معنای تکتک کلمات تشکیلدهنده آن قابل تشخیص نیست.
مثلاً:
Piece of cake
به معنای واقعی «تکهای کیک» است؛ اما در مکالمه به معنی:
خیلی آسان
است.
مثال:
The exam was a piece of cake.
یعنی:
امتحان خیلی آسان بود.
این اصطلاحات باعث میشوند زبان انگلیسی طبیعیتر و نزدیکتر به گفتار واقعی شود.
تفاوت Idiom با Expression چیست؟
هر عبارت رایجی الزاماً Idiom نیست.

مثلاً:
How are you doing?
یک عبارت بسیار رایج برای احوالپرسی است، اما یک Idiom محسوب نمیشود.
در مقابل:
Break the ice
یک Idiom است که یعنی:
شروع کردن یک گفتوگوی دوستانه برای از بین بردن فضای سرد یا awkward
بنابراین در آموزش اصطلاحات انگلیسی بهتر است فقط روی Idiomها تمرکز نکنیم و مجموعهای از عبارتهای کاربردی مکالمه را نیز یاد بگیریم.
چرا یادگیری اصطلاحات انگلیسی اهمیت دارد؟
یادگیری اصطلاحات چند مزیت مهم دارد.
۱. مکالمه طبیعیتر میشود
زبانآموزی که فقط از جملات کتابی استفاده میکند ممکن است از نظر گرامری درست صحبت کند، اما گفتارش همیشه طبیعی به نظر نرسد.
۲. فیلم و سریال را بهتر متوجه میشوید
بسیاری از اصطلاحات در فیلمها و سریالهای انگلیسی استفاده میشوند.
۳. Listening بهتر میشود
وقتی عبارتهای رایج را بشناسید، تشخیص آنها هنگام شنیدن آسانتر خواهد شد.
۴. Vocabulary فعال افزایش پیدا میکند
اصطلاحات به زبانآموز کمک میکنند کلمات را در قالب عبارتهای واقعی یاد بگیرد.
۵. Speaking تقویت میشود
استفاده درست از Expressions باعث افزایش انعطافپذیری در مکالمه میشود.
دسته اول: اصطلاحات بسیار رایج در مکالمه روزمره
1. How’s it going?
یعنی:
اوضاع چطوره؟
مثال:
Hey, how’s it going?
2. What’s up?

یعنی:
چه خبر؟ / اوضاع چطوره؟
این عبارت کاملاً محاورهای است.
پاسخ رایج:
Not much.
یعنی:
خبر خاصی نیست.
3. Long time no see
یعنی:
خیلی وقته ندیدمت.
مثال:
Hey! Long time no see!
4. Take care
یعنی:
مراقب خودت باش.
عبارتی رایج برای خداحافظی.
5. See you around
یعنی:
بعداً میبینمت / به امید دیدار.
اصطلاحات مربوط به موافقت و مخالفت
6. I couldn’t agree more
یعنی:
کاملاً موافقم.
مثال:
I couldn’t agree more. We need to change our strategy.
7. Exactly!
یعنی:
دقیقاً!
یکی از پرکاربردترین کلمات در مکالمه.
8. You’re absolutely right
یعنی:
کاملاً حق با توست.
9. I see your point
یعنی:
منظورت را متوجه میشوم / دیدگاهت را درک میکنم.
این عبارت برای مخالفت محترمانه نیز کاربرد دارد.
اصطلاحات مربوط به تعجب
10. No way!
یعنی:
امکان نداره! / جدی؟!
11. You’ve got to be kidding me!
یعنی:
داری شوخی میکنی؟!
عبارتی کاملاً محاورهای است.
12. I can’t believe it!
یعنی:
باورم نمیشه!
اصطلاحات مربوط به آسان و سخت بودن
13. Piece of cake
یعنی:
خیلی آسان
مثال:
Don’t worry. It’s a piece of cake.
14. It’s not rocket science
یعنی:
آنقدرها هم سخت نیست.
مثال:
You can learn it. It’s not rocket science.
15. Easier said than done
یعنی:
گفتنش آسانتر از انجام دادنش است.
مثال:
Quitting your job sounds easy, but it’s easier said than done.
اصطلاحات مربوط به زمان
16. In no time
یعنی:
خیلی زود
مثال:
You’ll get used to it in no time.
17. At the last minute
یعنی:
در آخرین لحظه
مثال:
He canceled the meeting at the last minute.
18. Better late than never
یعنی:
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
این یکی از اصطلاحات معروف انگلیسی است.
اصطلاحات مربوط به تلاش و موفقیت
19. Give it a shot
یعنی:
امتحانش کن.

مثال:
Why don’t you give it a shot?
20. Go for it
یعنی:
انجامش بده / برو دنبالش.
21. Keep it up
یعنی:
همینطور ادامه بده.
مثال:
You’re doing great. Keep it up!
22. Never give up
یعنی:
هرگز تسلیم نشو.
عبارتی بسیار رایج در زبان روزمره.
اصطلاحات مربوط به مشکلات
23. I’m in trouble
یعنی:
به دردسر افتادم.
24. I’m stuck
یعنی:
گیر کردهام / نمیدانم چطور ادامه دهم.
مثال:
I’m stuck on this question.
25. It’s driving me crazy
یعنی:
داره دیوونهام میکنه.
مثال:
This noise is driving me crazy.
اصطلاحات مربوط به پول
26. Cost an arm and a leg
یعنی:
خیلی گران بودن
مثال:
That car costs an arm and a leg.
27. Save money
یعنی:
پول پسانداز کردن.
28. Make money
یعنی:
پول درآوردن.
29. Be broke
یعنی:
پول نداشتن / بیپول بودن.
مثال:
I can’t go out tonight. I’m broke.
این عبارت محاورهای است و در موقعیت رسمی مناسب نیست.
اصطلاحات مربوط به روابط اجتماعی
30. Get along with someone
یعنی:
با کسی خوب کنار آمدن
مثال:
I get along really well with my coworkers.
31. Break the ice
یعنی:
شروع کردن تعامل برای از بین بردن فضای سرد و رسمی.
مثال:
He told a joke to break the ice.
32. Keep in touch
یعنی:
در تماس ماندن.
مثال:
Let’s keep in touch.
33. Catch up
یعنی:
بعد از مدتی با کسی صحبت کردن و از اتفاقات جدید باخبر شدن.
مثال:
Let’s meet and catch up sometime.
اصطلاحات مربوط به تصمیمگیری
34. Make up your mind
یعنی:
تصمیم گرفتن.
مثال:
You need to make up your mind.
35. Think it over

یعنی:
خوب درباره چیزی فکر کردن.
مثال:
I’ll think it over and let you know.
36. On the fence
یعنی:
مردد بودن / هنوز تصمیم نگرفتن.
مثال:
I’m still on the fence about buying a new car.
اصطلاحات مربوط به احساسات
37. I’m exhausted
یعنی:
کاملاً خستهام.
38. I’m worn out
یعنی:
خیلی خستهام.
39. I’m over the moon
یعنی:
خیلی خوشحالم.
40. I’m feeling down
یعنی:
حالم گرفته است / احساس خوبی ندارم.
اصطلاحات مربوط به اشتباه
41. My bad
یعنی:
اشتباه من بود.
عبارتی کاملاً محاورهای.
42. Don’t worry about it
یعنی:
اشکالی ندارد / نگرانش نباش.
43. It was an honest mistake
یعنی:
یک اشتباه سهوی بود.
اصطلاحات بسیار مهم با فعل Get
فعل Get یکی از مهمترین افعال انگلیسی در مکالمه است.
Get up
بیدار شدن
Get back
برگشتن
Get along
کنار آمدن
Get ready
آماده شدن
Get better
بهتر شدن
Get used to
عادت کردن به
مثال:
I’m getting used to my new job.
اصطلاحات بسیار مهم با Take
Take a break
استراحت کردن
Take care
مراقبت کردن
Take your time
عجله نکن
Take a look
نگاهی انداختن
Take part
شرکت کردن
مثال:
Take your time. There’s no rush.
اصطلاحات مهم با Make
Make a decision
تصمیم گرفتن
Make a mistake
اشتباه کردن
Make progress
پیشرفت کردن
Make sense
منطقی بودن
مثال:
That doesn’t make sense.
یعنی:
این منطقی نیست.
اصطلاحات با Look
Look for
دنبال چیزی گشتن
Look after
مراقبت کردن
Look forward to
مشتاق چیزی بودن
Look up
جستوجو کردن
مثال:
I’m looking forward to seeing you.
چرا نباید اصطلاحات را بیش از حد استفاده کنیم؟
یک اشتباه رایج این است که زبانآموز تصور میکند هرچه Idiom بیشتری استفاده کند، Speaking او بهتر میشود.
این تصور درست نیست.
اگر اصطلاح در Context مناسب استفاده نشود، ممکن است جمله:
- مصنوعی
- غیرطبیعی
- نامتناسب
- یا حتی خندهدار
به نظر برسد.
هدف، استفاده صحیح و طبیعی است، نه استفاده زیاد.
اصطلاحات رسمی و غیررسمی
باید بدانیم هر عبارت در چه محیطی مناسب است.
مثلاً:
What’s up?
برای گفتوگوی دوستانه مناسب است.
اما در یک نامه رسمی بهتر است از:
How are you?
یا ساختار رسمیتر استفاده شود.
همچنین:
My bad.
بسیار محاورهای است.
در یک محیط حرفهای ممکن است:
I apologize. That was my mistake.
مناسبتر باشد.
اصطلاحات و IELTS
یادگیری اصطلاحات میتواند در Speaking آیلتس نیز مفید باشد، اما باید با احتیاط استفاده شود.
در IELTS هدف، استفاده نمایشی از Idiom نیست.
اگر اصطلاحی را دقیق و طبیعی میدانید، میتوانید از آن استفاده کنید؛ اما حفظ کردن فهرست طولانی اصطلاحات و قرار دادن آنها در هر پاسخ، روش مناسبی نیست.

در Speaking، طبیعی بودن، ارتباط با سؤال، دامنه واژگان و توانایی توسعه پاسخ اهمیت بیشتری دارد.
بهترین روش یادگیری اصطلاحات انگلیسی
برای هر اصطلاح این پنج مرحله را انجام دهید:
مرحله اول: Meaning
معنی را یاد بگیرید.
مرحله دوم: Context
ببینید در چه موقعیتی استفاده میشود.
مرحله سوم: Example
یک جمله واقعی یاد بگیرید.
مرحله چهارم: Personalization
جملهای درباره زندگی خودتان بسازید.
مرحله پنجم: Active Use
در مکالمه از آن استفاده کنید.
مثلاً:
Keep it up.
بعد درباره یک دوست:
My friend has been working hard at the gym. I always tell him to keep it up.
در این حالت عبارت از Vocabulary غیرفعال به Vocabulary فعال تبدیل میشود.
تکنیک دفترچه اصطلاحات
یک دفترچه یا فایل مخصوص داشته باشید.
برای هر عبارت بنویسید:
Expression: Give it a shot
Meaning: امتحان کردن
Register: Informal / Conversational
Example: You should give it a shot.
My sentence: I was afraid of speaking English, but I decided to give it a shot.
این روش یادگیری را بسیار عمیقتر میکند.
تکنیک دستهبندی اصطلاحات
اصطلاحات را به صورت تصادفی حفظ نکنید.
آنها را دستهبندی کنید:
- Greetings
- Shopping
- Travel
- Work
- Education
- Relationships
- Emotions
- Money
- Time
- Problems
- Success
- Failure
- Food
- Entertainment
- Technology
این دستهبندی باعث میشود هنگام مکالمه سریعتر عبارت مناسب را به خاطر بیاورید.
اصطلاحات را در فیلم و سریال چگونه یاد بگیریم؟
یک سکانس کوتاه انتخاب کنید.
بار اول:
بدون زیرنویس
گوش دهید.
بار دوم:
با زیرنویس انگلیسی
عبارتهای جدید را پیدا کنید.
بار سوم:
بدون زیرنویس
دوباره ببینید.
سپس جمله را با صدای بلند تکرار کنید.
این روش ترکیبی از:
Listening + Vocabulary + Pronunciation + Speaking
است.
نقش ویراک در آموزش اصطلاحات انگلیسی
آموزشگاه زبان ویراک اکنون با چندین سال تجربه، بهعنوان یکی از پیشگامان صنعت آموزش زبان انگلیسی در کشور شناخته میشود.
ویراک با پایبندی خدشهناپذیر به اصول مشتریمداری و دانشجومحوری در فرآیند یادگیری، تلاش میکند آموزش زبان را از حالت صرفاً تئوری خارج کرده و به سمت استفاده واقعی از زبان هدایت کند.
ویراک به موازات فعالیت آموزشی خود، زمینه کارآفرینی برای بیش از ۲۰۰ نفر مدرس زبانهای خارجی و تعداد زیادی کارشناس فنی و اداری را فراهم کرده است.
در آموزش اصطلاحات انگلیسی نیز، صرفاً ارائه یک فهرست طولانی از Idiomها کافی نیست. زبانآموز باید بداند:
این اصطلاح چه معنایی دارد؟
در چه موقعیتی استفاده میشود؟
رسمی است یا غیررسمی؟
آیا در مکالمه روزمره رایج است؟
چه جایگزین دیگری دارد؟
چگونه میتوانم خودم از آن استفاده کنم؟
این نوع آموزش باعث میشود زبانآموز به جای حفظ کردن مجموعهای از ترجمهها، کاربرد واقعی زبان را یاد بگیرد.
جمعبندی نهایی اصطلاحات رایج انگلیسی
اصطلاحات انگلیسی یکی از جذابترین و کاربردیترین بخشهای یادگیری زبان هستند؛ زیرا زبانآموز را با انگلیسی واقعی که در مکالمات روزمره، فیلمها، سریالها، شبکههای اجتماعی، محیط کار و ارتباطات دوستانه استفاده میشود، آشنا میکنند.
اما یادگیری اصطلاحات نباید به معنی حفظ کردن صدها عبارت باشد.
روش حرفهای این است که اصطلاحات را:
در Context یاد بگیریم،
کاربرد آنها را بفهمیم،
سطح رسمی یا محاورهای آنها را بشناسیم،
در جمله استفاده کنیم،
با صدای بلند تمرین کنیم،
و در مکالمه واقعی به کار ببریم.
برای مثال وقتی میگوییم:
Piece of cake
باید بدانیم که این عبارت در موقعیت مناسب به معنی «بسیار آسان» است.
وقتی میگوییم:
Break the ice
باید بدانیم که منظور شروع یک تعامل برای کاهش فضای رسمی یا سرد است.
وقتی میگوییم:
Keep in touch
باید بدانیم که یعنی «در تماس ماندن».
و وقتی میگوییم:
It’s not my cup of tea
باید متوجه باشیم که منظور «مورد علاقه من نیست» است، نه اینکه واقعاً درباره یک فنجان چای صحبت میکنیم.
در کنار Idiomها، یادگیری Phrasal Verb، Collocation، Conversational Expression و Slangهای رایج نیز برای رسیدن به مکالمه طبیعی اهمیت دارد.
از طرف دیگر، باید به Register توجه کرد؛ یعنی بدانیم کدام عبارت برای دوست، کدام برای محیط کاری و کدام برای موقعیت رسمی مناسب است.
آموزشگاه زبان ویراک با چندین سال تجربه و با رویکرد مشتریمدار و دانشجومحور، آموزش زبان انگلیسی را در راستای نیازهای واقعی زبانآموز دنبال میکند و در کنار فعالیت آموزشی، با کارآفرینی برای بیش از ۲۰۰ مدرس زبانهای خارجی و تعداد زیادی کارشناس فنی و اداری، مجموعهای گسترده در حوزه آموزش زبان شکل داده است.
در نهایت، بهترین روش یادگیری اصطلاحات انگلیسی این نیست که هر روز دهها اصطلاح را حفظ کنیم؛ بلکه باید هر روز چند عبارت کاربردی را عمیق یاد بگیریم و واقعاً استفاده کنیم.
فرمول مؤثر یادگیری را میتوان اینگونه خلاصه کرد:
Expression → Meaning → Context → Example → Personal Sentence → Speaking → Review
یعنی:
اصطلاح → معنی → موقعیت کاربرد → مثال → جمله شخصی → استفاده در مکالمه → مرور
با تکرار این چرخه، اصطلاحات از یک فهرست حفظی به بخشی از زبان فعال شما تبدیل میشوند.
در نهایت، کسی که میخواهد انگلیسی را طبیعی صحبت کند، باید فقط به این فکر نکند که «چه کلمهای یاد بگیرم؟»؛ بلکه باید بپرسد:
«یک انگلیسیزبان این مفهوم را معمولاً چگونه بیان میکند؟»
این تغییر نگرش، یکی از مهمترین قدمها برای حرکت از English کتابی به سمت English واقعی و روزمره است.
اصطلاحات رایج انگلیسی؛ راهنمای تخصصی و جامع برای یادگیری English Expressions، Idioms و Phrasal Verbs
یادگیری زبان انگلیسی در سطح حرفهای تنها با حفظ کردن واژگان و مطالعه قواعد گرامری امکانپذیر نیست.
یکی از مهمترین تفاوتهای میان زبانآموزی که صرفاً انگلیسی را میداند و فردی که انگلیسی را طبیعی و روان استفاده میکند، میزان آشنایی او با اصطلاحات، عبارتهای ثابت، ترکیبات رایج، افعال عبارتی و الگوهای واقعی گفتار است.
ممکن است زبانآموز هزاران کلمه بداند، اما وقتی یک فرد انگلیسیزبان میگوید:

I’m feeling under the weather.
اگر زبانآموز فقط معنای تکتک کلمات را بداند، ممکن است تصور کند فرد درباره «زیر آبوهوا بودن» صحبت میکند؛ در حالی که منظور این است که:
حالم کمی خوب نیست / کسالت دارم.
این مثال نشان میدهد که زبان واقعی چیزی فراتر از ترجمه لغتبهلغت است.
از طرف دیگر، اصطلاحات انگلیسی فقط به Idiomها محدود نمیشوند. برای داشتن یک مکالمه طبیعی باید با مجموعهای گسترده از Idioms، Phrasal Verbs، Collocations، Fixed Expressions، Discourse Markers، Conversational Expressions، Slang و زبان رسمی و غیررسمی آشنا شد.
اصطلاحات رایج انگلیسی دقیقاً شامل چه مواردی میشوند؟
وقتی درباره اصطلاحات رایج انگلیسی صحبت میکنیم، در واقع با چند گروه متفاوت مواجه هستیم.
۱. Idioms
عبارتهایی که معنای آنها لزوماً از کلمات تشکیلدهنده قابل تشخیص نیست.
Break the ice
یعنی شروع یک تعامل برای از بین بردن فضای سرد یا رسمی.
۲. Phrasal Verbs
ترکیب فعل با حرف اضافه یا قید که معنای جدیدی ایجاد میکند.
Give up
یعنی تسلیم شدن یا دست کشیدن.
۳. Collocations
کلماتی که معمولاً در کنار یکدیگر استفاده میشوند.
Make a decision
و نه:
Do a decision
۴. Fixed Expressions
عبارتهایی که شکل نسبتاً ثابتی دارند.
As far as I know
یعنی:
تا جایی که من میدانم.
۵. Conversational Expressions
عبارتهای کاربردی برای مدیریت مکالمه.
Let me think.
That makes sense.
I see what you mean.
۶. Slang
واژگان بسیار محاورهای که در بعضی گروهها، سنین یا موقعیتهای اجتماعی رایج هستند.
استفاده از Slang باید با احتیاط انجام شود؛ زیرا همه آنها برای محیط رسمی مناسب نیستند.
چرا زبانآموزان ایرانی در فهم اصطلاحات انگلیسی مشکل دارند؟
یکی از دلایل اصلی، ترجمه مستقیم است.
برای مثال:
It’s up to you.
اگر کلمهبهکلمه ترجمه شود، معنای طبیعی خود را منتقل نمیکند.
معنای کاربردی آن:
انتخاب با توست / بستگی به تو دارد.
یا:
I can’t make it.
منظور این نیست که «نمیتوانم آن را بسازم».
در بسیاری از موقعیتها یعنی:
نمیتوانم بیایم / نمیتوانم شرکت کنم.
بنابراین زبانآموز باید از مرحله ترجمه لغتبهلغت عبور کند و به Meaning in Context برسد.
۱. اصطلاحات مهم برای شروع و ادامه مکالمه
یکی از مهمترین دستهها، عبارتهایی هستند که مکالمه را شروع، ادامه یا مدیریت میکنند.
How’s it going?
اوضاع چطوره؟
What’s up?
چه خبر؟
How have you been?
این مدت چطور بودی؟
It’s been a while.
مدتی گذشته.
Long time no see.
خیلی وقته ندیدمت.
What have you been up to?
این مدت مشغول چه کارهایی بودی؟
این عبارت آخر در مکالمات دوستانه بسیار کاربردی است.
۲. عبارتهای حرفهای برای پاسخ دادن
زبانآموز نباید همیشه به:
Yes
یا:
No
محدود شود.
برای موافقت:
Absolutely.
Definitely.
Exactly.
I completely agree.
That’s a good point.
برای مخالفت محترمانه:
I’m not sure I agree.
I see your point, but…
I understand what you mean, however…
این عبارتها Speaking را بسیار طبیعیتر میکنند.
۳. عبارتهای مربوط به فکر کردن
در مکالمه واقعی، همیشه پاسخ آماده نداریم.
برای خریدن چند ثانیه زمان:
Let me think.
That’s an interesting question.
I’m not sure how to put it.
How can I put this?
Well, I’d say…
این عبارات به زبانآموز اجازه میدهند مکالمه را بدون سکوتهای طولانی ادامه دهد.
۴. اصطلاحات برای بیان نظر
برای Speaking حرفهای، باید بتوانید Opinion بیان کنید.
In my opinion
به نظر من
As far as I’m concerned
از نظر من
From my point of view
از دیدگاه من
I believe that…
من معتقدم که…
Personally, I think…
شخصاً فکر میکنم…
If you ask me…
اگر نظر من را بخواهی…
مثلاً:
If you ask me, learning English is one of the most useful skills for young professionals.
۵. اصطلاحات برای تغییر موضوع
در Speaking حرفهای، توانایی مدیریت ساختار مکالمه بسیار مهم است.
عبارتهایی مانند:
By the way…
راستی…
Speaking of which…
حالا که صحبتش شد…
That reminds me…
این من را یاد چیزی انداخت…
On a related note…
در ارتباط با این موضوع…
اینها نمونههایی از Discourse Markers هستند.
۶. اصطلاحات برای نتیجهگیری
برای جمعبندی:
All in all…
در مجموع…
Overall…
به طور کلی…
In short…
به طور خلاصه…
To sum up…
برای جمعبندی…
The bottom line is…
نکته اصلی این است که…
این عبارتها مخصوصاً در Presentation و Speaking طولانی بسیار مفید هستند.
۷. Phrasal Verbهای ضروری
یادگیری Phrasal Verbها یکی از مهمترین بخشهای English Conversation است.
Find out
متوجه شدن / کشف کردن
I need to find out what happened.
Figure out
فهمیدن / راهحل پیدا کردن
I’ll figure it out.
Give up
تسلیم شدن
Don’t give up.
Pick up
برداشتن / سوار کردن / یاد گرفتن بسته به Context
I’ll pick you up at eight.
Drop off
رساندن و پیاده کردن
I’ll drop you off at the station.
Run out of
تمام شدن
We’ve run out of time.
Put off
به تعویق انداختن
Don’t put it off until tomorrow.
Look into
بررسی کردن
We’ll look into the problem.
Deal with
رسیدگی کردن
I need to deal with this issue.
۸. Collocation؛ بخش فراموششده آموزش زبان
یکی از اشتباهات رایج این است که زبانآموز فکر میکند اگر معنی تمام کلمات را بداند، میتواند آنها را به هر شکلی کنار هم قرار دهد.
در انگلیسی اینطور نیست.
مثلاً میگوییم:
Make a mistake
نه:
Do a mistake
میگوییم:
Make progress
نه:
Do progress
میگوییم:
Take a break
نه:
Make a break
به همین دلیل یادگیری Vocabulary باید همراه با Collocation باشد.
۹. اصطلاحات مربوط به موفقیت
Make progress
پیشرفت کردن
Go the extra mile
بیش از حد معمول تلاش کردن
Get ahead
پیشرفت کردن
Make it
موفق شدن / به مقصد یا موقعیت موردنظر رسیدن
مثلاً:
I worked hard, and eventually I made it.
Keep it up
همینطور ادامه بده.
Give it your best shot
تمام تلاشت را بکن.
۱۰. اصطلاحات مربوط به شکست و اشتباه
Mess up
اشتباه کردن / خراب کردن
I messed up the presentation.
Screw up
نسخه محاورهایتر و نسبتاً غیررسمیتر برای خراب کردن یا اشتباه کردن.
My bad
اشتباه من بود.
Learn from your mistakes
از اشتباهاتت یاد بگیر.
Back to square one
بازگشتن به نقطه شروع.
۱۱. اصطلاحات مربوط به زمان
In the meantime
در این فاصله
Sooner or later
دیر یا زود
From time to time
هر از گاهی
Once in a while
گاهی اوقات
At the moment
در حال حاضر
In the long run
در بلندمدت
مثال:
It may be difficult now, but it’ll be worth it in the long run.
۱۲. اصطلاحات مربوط به احساسات
I’m over the moon.
خیلی خوشحالم.
I’m feeling down.
حالم گرفته است.
I’m fed up.
دیگر خسته و کلافه شدهام.
I’m stressed out.
خیلی تحت فشار و استرس هستم.
I’m exhausted.
کاملاً خستهام.
I’m thrilled.
بسیار هیجانزده و خوشحالم.
نکته مهم این است که این عبارات از نظر شدت و موقعیت با یکدیگر تفاوت دارند.
۱۳. اصطلاحات مربوط به روابط
Get along with
خوب کنار آمدن
Fall out with someone
با کسی به مشکل خوردن
Get together
دور هم جمع شدن
Keep in touch
در تماس ماندن
Catch up
گپ زدن و باخبر شدن از اتفاقات اخیر
Hit it off
از همان ابتدا با کسی ارتباط خوبی برقرار کردن
مثلاً:
We met at university and immediately hit it off.
۱۴. اصطلاحات مربوط به پول
Cost an arm and a leg
خیلی گران بودن
Be broke
بیپول بودن
Make ends meet
از نظر مالی گذران زندگی کردن
Live beyond your means
بیش از توان مالی خود خرج کردن
Save up
برای چیزی پول پسانداز کردن
مثال:
I’m saving up for a new laptop.
۱۵. اصطلاحات مربوط به تصمیمگیری
Make up your mind
تصمیم گرفتن
Think it over
خوب فکر کردن
Weigh the pros and cons
مزایا و معایب را بررسی کردن
It’s up to you.
انتخاب با توست.
I’m on the fence.

هنوز مرددم.
۱۶. اصطلاحات مربوط به مشکلات
I’m stuck.
گیر کردهام.
I’m running out of time.
دارم زمانم را از دست میدهم.
It’s a tough situation.
شرایط سختی است.
Things got out of hand.
اوضاع از کنترل خارج شد.
It’s not a big deal.
مسئله مهمی نیست.
این عبارت آخر یکی از کاربردیترین Expressions در مکالمات روزمره است.
۱۷. اصطلاحات مربوط به تعجب
No way!
اصلاً باورم نمیشود!
Seriously?
جدی؟
You’ve got to be kidding!
شوخی میکنی!
Are you kidding me?
داری شوخی میکنی؟
I can’t believe it!
باورم نمیشود!
۱۸. اصطلاحات مربوط به موافقت
That makes sense.
منطقی است.
Exactly.
دقیقاً.
Absolutely.
کاملاً.
You have a point.
حرفت منطقی است.
I couldn’t agree more.
کاملاً موافقم.
۱۹. اصطلاحات مربوط به عدم اطمینان
I’m not sure.
مطمئن نیستم.
As far as I know…
تا جایی که میدانم…
I guess…
فکر کنم…
It seems like…
به نظر میرسد…
I wouldn’t say that.
من اینطور نمیگویم.
این عبارتها کمک میکنند زبانآموز بدون ادعای قطعیت، دیدگاه خود را بیان کند.
۲۰. اصطلاحات کاربردی در محیط کاری
در محیط حرفهای باید میان زبان محاورهای و Business English تفاوت قائل شد.
عبارتهای مهم:
I’ll get back to you.
بعداً پاسخ میدهم.
Let’s touch base.
بیایید هماهنگ کنیم / در تماس باشیم.
Keep me posted.
من را در جریان بگذار.
I’ll take care of it.
رسیدگی میکنم.
Let’s get down to business.
برویم سر اصل مطلب.
We’re on the same page.
همنظر یا همراستا هستیم.
اصطلاحات برای حل مشکل
در محیط کار و زندگی روزمره، Problem Solving اهمیت زیادی دارد.
عبارتهایی مانند:
Let’s see what we can do.
ببینیم چه کاری میتوانیم انجام دهیم.
We’ll figure it out.
راهش را پیدا میکنیم.
What’s the best way to handle this?
بهترین راه برخورد با این مسئله چیست؟
Let’s come up with a solution.
بیایید یک راهحل پیدا کنیم.
اصطلاحات برای مکالمه تلفنی
مکالمه تلفنی یکی از موقعیتهایی است که برای زبانآموزان دشوارتر از گفتوگوی حضوری است.
عبارتهای کاربردی:
Can I speak to John, please?
Who’s calling, please?
Could you hold for a moment?
I’ll put you through.
The line is breaking up.
Could you speak a little more slowly?
I’ll call you back.
این عبارات باید به صورت Role Play تمرین شوند.
اصطلاحات انگلیسی در شبکههای اجتماعی
زبان شبکههای اجتماعی با زبان رسمی متفاوت است.
عبارتهایی مانند:
LOL
OMG
BTW
TBH
IDK
در فضای آنلاین رایج هستند.
اما زبانآموز باید بداند این موارد برای مقاله دانشگاهی، نامه رسمی یا محیط حرفهای مناسب نیستند.
این موضوع همان Register Awareness است.
آیا باید Slang یاد بگیریم؟
بله، شناخت Slang مفید است؛ اما استفاده از آن باید کنترلشده باشد.
هدف زبانآموز باید ابتدا تسلط بر:
Standard English
باشد.
بعد از آن میتوان برای درک بهتر فیلمها، سریالها و مکالمات غیررسمی با Slang آشنا شد.
نباید هر عبارت اینترنتی را وارد Speaking رسمی کرد.
اصطلاحات انگلیسی و تفاوت فرهنگی
برخی اصطلاحات ریشه فرهنگی دارند.
بنابراین ترجمه مستقیم آنها همیشه بهترین راه نیست.
برای مثال:
Break a leg!
در بعضی موقعیتها برای آرزوی موفقیت استفاده میشود.
در نتیجه زبانآموز باید علاوه بر Language Knowledge، به Cultural Awareness نیز توجه کند.
چرا Context از ترجمه مهمتر است؟
فرض کنید عبارت:
I’m all ears.
را میبینید.
ترجمه لغوی:
«من همه گوش هستم.»
اما معنای واقعی:
کاملاً گوش میدهم / مشتاق شنیدن هستم.
پس بهترین روش این است که عبارت را در مکالمه یاد بگیریم:
A: Can I tell you what happened?
B: Sure. I’m all ears.
این Context به مغز کمک میکند کاربرد عبارت را بهتر ثبت کند.
تکنیک حرفهای Contextual Learning
برای هر اصطلاح حداقل سه مثال متفاوت بسازید.
مثلاً:
It depends.
مثال اول:
Are you going to the party?
It depends on my schedule.
مثال دوم:
Is the course difficult?
It depends on your level.
مثال سوم:
Will it be expensive?
It depends on what you choose.
در این حالت زبانآموز متوجه میشود عبارت چگونه در شرایط مختلف تغییر میکند.
تکنیک Native-like Input
برای یادگیری اصطلاحات بهتر است از منابعی استفاده شود که زبان واقعی را نشان میدهند:
- فیلم و سریال
- پادکست
- مصاحبه
- ویدئوهای آموزشی
- گفتوگوهای واقعی
- محتوای انگلیسی معتبر
اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد:
هر چیزی که یک Native Speaker میگوید الزاماً مناسب یادگیری برای زبانآموز نیست.
باید سطح، موضوع، اعتبار و کاربرد عبارت را بررسی کرد.
تکنیک Active Vocabulary Building
یک دفترچه با سه بخش ایجاد کنید:
| Expression | Meaning | My Example |
|---|---|---|
| Give it a shot | امتحان کردن | I’ll give it a shot. |
| Keep in touch | در تماس ماندن | Let’s keep in touch. |
| Figure out | حل/فهمیدن | I’ll figure it out. |
| Make sense | منطقی بودن | That makes sense. |
هر هفته فقط عبارتهایی را که واقعاً استفاده کردهاید علامت بزنید.
این کار باعث میشود Vocabulary شما فعال شود.
یک برنامه حرفهای روزانه برای یادگیری اصطلاحات
۱۰ دقیقه Listening
یک مکالمه کوتاه گوش دهید.
۱۰ دقیقه استخراج Expressions
۵ عبارت کاربردی انتخاب کنید.
۱۰ دقیقه Context
مثالهای مختلف را بررسی کنید.
۱۰ دقیقه Shadowing
جملات را با صدای بلند تکرار کنید.
۱۰ دقیقه Personalization
برای هر عبارت یک جمله درباره خودتان بسازید.
۱۰ دقیقه Speaking
با استفاده از حداقل ۵ عبارت، درباره یک موضوع صحبت کنید.
در مجموع:
۶۰ دقیقه تمرین هدفمند
میتواند بسیار مؤثرتر از حفظ کردن دهها صفحه اصطلاح بدون استفاده باشد.
اشتباهات رایج در یادگیری Idiom
حفظ کردن بدون Context
عبارت بدون موقعیت کاربرد، بهسرعت فراموش میشود.
استفاده بیش از حد
مکالمه را مصنوعی میکند.
استفاده در موقعیت رسمی
برخی Expressions کاملاً محاورهای هستند.
ترجمه لغتبهلغت
معنای واقعی را از بین میبرد.
یادگیری اصطلاحات بسیار قدیمی
برخی Idiomها در منابع آموزشی زیاد دیده میشوند، اما در مکالمه مدرن کاربرد کمی دارند.
بیتوجهی به تلفظ
شناخت عبارت روی کاغذ کافی نیست؛ باید بتوانید آن را بشنوید و درست بیان کنید.
اصطلاحات رایج و تقویت Listening
یکی از دلایل مهمی که زبانآموزان فیلم انگلیسی را دشوار میدانند، این است که آنها کلمات را جداگانه میشناسند اما Chunkهای صوتی را تشخیص نمیدهند.
مثلاً ممکن است:
Did you get it?
را در گفتار طبیعی بهسادگی تشخیص ندهند.
تمرین با Audio و Shadowing کمک میکند مغز این الگوها را به صورت یک واحد پردازش کند.
اصطلاحات رایج و Speaking
در Speaking، هدف نباید این باشد که زبانآموز در هر پاسخ چند Idiom قرار دهد.
هدف واقعی این است که بتواند:
Start → Develop → React → Clarify → Explain → Conclude
کند.
یعنی:
مکالمه را شروع کند، ایده را توسعه دهد، واکنش نشان دهد، توضیح دهد، منظورش را روشن کند و در نهایت صحبت را جمعبندی کند.
اصطلاحات و Expressions باید در خدمت این فرآیند باشند.
نقش آموزشگاه ویراک در آموزش زبان کاربردی
آموزشگاه زبان ویراک اکنون با چندین سال تجربه، بهعنوان یکی از پیشگامان صنعت آموزش زبان انگلیسی در کشور شناخته میشود.
ویراک با پایبندی خدشهناپذیر به اصول مشتریمداری و دانشجومحوری در فرآیند یادگیری، رویکردی را دنبال میکند که در آن زبانآموز تنها دریافتکننده اطلاعات نیست؛ بلکه باید در فرآیند یادگیری نقش فعال داشته باشد.
ویراک به موازات فعالیت آموزشی خود، زمینه کارآفرینی برای بیش از ۲۰۰ نفر مدرس زبانهای خارجی و تعداد زیادی کارشناس فنی و اداری را نیز فراهم کرده است.
در آموزش اصطلاحات انگلیسی، رویکرد دانشجومحور اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا اصطلاح مورد نیاز یک دانشجو با اصطلاح مورد نیاز یک مدیر، مسافر، زبانآموز IELTS یا فردی که قصد تقویت مکالمه روزمره دارد یکسان نیست.
به همین دلیل آموزش حرفهای اصطلاحات باید بر اساس:
سطح زبانآموز + هدف یادگیری + موقعیت استفاده + سن + حوزه فعالیت + نیاز ارتباطی
تنظیم شود.
جمعبندی نهایی
اصطلاحات رایج انگلیسی یکی از کلیدیترین بخشهای رسیدن به Fluent English هستند؛ اما یادگیری آنها نباید به حفظ کردن فهرستهای طولانی Idiom محدود شود.
یک زبانآموز حرفهای باید بتواند میان انواع مختلف عبارتها تفاوت بگذارد:
Idioms
Phrasal Verbs
Collocations
Fixed Expressions
Conversational Expressions
Discourse Markers
Slang
و Formal Expressions.
هرکدام از این دستهها کاربرد خاص خود را دارند.
اصطلاحات رایج انگلیسی : برای مثال:
Piece of cake برای بیان آسان بودن یک کار،
Break the ice برای شروع تعامل،
Give it a shot برای تشویق به امتحان کردن،
Figure it out برای پیدا کردن راهحل،
Keep in touch برای ادامه ارتباط،
Make sense برای بیان منطقی بودن،
I’m on the fence برای بیان تردید،
Cost an arm and a leg برای بیان گران بودن،
و
Get along with someone برای بیان رابطه خوب با فرد دیگر
از نمونههای کاربردی هستند.
اما دانستن معنی آنها بهتنهایی کافی نیست.
زبانآموز باید بتواند آنها را بشنود، تشخیص دهد، تلفظ کند، در Context بفهمد، در جمله استفاده کند و در مکالمه واقعی به شکل طبیعی به کار ببرد.
بهترین مسیر یادگیری نیز این است:
Input → Understanding → Context → Repetition → Retrieval → Personalization → Speaking → Feedback → Review
یعنی ابتدا زبان واقعی دریافت شود، سپس معنا و کاربرد آن فهمیده شود، عبارت در Context قرار بگیرد، تکرار شود، از حافظه بازیابی شود، به زندگی شخصی زبانآموز ارتباط پیدا کند، در Speaking استفاده شود، بازخورد دریافت شود و در نهایت مرور گردد.
از این منظر، آموزشگاه زبان ویراک با چندین سال تجربه و رویکرد مشتریمدار و دانشجومحور، میتواند آموزش اصطلاحات را از یک فهرست حفظی به یک فرآیند کاربردی تبدیل کند.
فرآیندی که در آن زبانآموز نه فقط معنی یک اصطلاح، بلکه زمان، مکان، سطح رسمی بودن، تلفظ، کاربرد و جایگاه آن در مکالمه را نیز میآموزد.

همچنین فعالیت ویراک در زمینه کارآفرینی برای بیش از ۲۰۰ مدرس زبانهای خارجی و تعداد زیادی کارشناس فنی و اداری، بخشی از ساختار گسترده این مجموعه در حوزه آموزش زبان را تشکیل میدهد.
در نهایت، اگر هدف شما مکالمه طبیعی انگلیسی است، یک اصل را همیشه به خاطر داشته باشید:
لغتها زبان را میسازند، اما عبارتها و الگوهای واقعی، زبان را طبیعی میکنند.
بنابراین به جای اینکه فقط بپرسیم:
«این کلمه یعنی چه؟»
باید بپرسیم:
«یک انگلیسیزبان این مفهوم را معمولاً چگونه بیان میکند؟»
همین تغییر کوچک در شیوه یادگیری، میتواند فاصله میان English کتابی و English واقعی را به شکل قابل توجهی کاهش دهد.
برای دریافت مشاوره و ثبتنام با ما در ارتباط باشید.
۰۹۹۲۴۷۴۷۶۲۸
Instagram: @we.rock.co
www.werock-institute.info
Website:
پیامرسان بله: @Werock
کانال بله: @WeRockClub
WE ROCK Language Institute
Where Learning Rocks!

